محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

308

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

ربّ : براى بيان معناى كم و اندك به كار مىرود و بر سر واژه نكره آمده ، آن را مجرور مىسازد و مجرور آن ، نياز به متعلق ندارد . در صورتى كه حرف « ما » پس از آن بيايد ، عمل نخواهد كرد . لعلّ : از حروف مشبهة بالفعل است كه بر سر مبتدا و خبر وارد شده ، مبتدا را منصوب و خبر را مرفوع مىكند و چون حرف « ما » پس از آن بيايد ، از عمل كردن ، باز خواهد ماند . « لعلّ » براى بيان معناى منتظر بودن و چشم داشتن ، به كار مىرود . لئن : حرف « ل » براى قسم و « إن » شرطيه است . « قلّ » جمله شرط و جوابش ، محذوف است كه مىتواند « فلربّما يعود » باشد . شرح و تفسير ( ألا و إنّ الخطايا خيل شمس حمل عليها أهلها و خلعت لجمها فتقحّمت بهم في النار ) گناه مانند اسب چموش ، و نفس مانند سواركار و دين مانند لگام آن است . هركس سوار بر اسب چموش بىلگامى شود ، به هلاكت خواهد افتاد و همچنين است خطاكار و گناهكارى كه از بازدارندگى دين بىبهره است و قطعا آتش جهنم سرنوشت او خواهد بود . امام عليه السّلام مىفرمايد : « بزرگترين گناهان ، گناهى است كه كوچك شمرده شود . » « 1 » ( ألا و إنّ التقوى مطايا ذلل حمل عليها أهلها و اعطوا أزمتها فأوردتهم الجنة ) اما آن كسى كه تقواى خدا پيشه كند و مهار خود را به دست احكام او بدهد ، در نهايت به بهشت وارد مىشود ؛

--> ( 1 ) . « أشدّ الذّنوب ما استهان به صاحبه » نهج‌البلاغه : قصار 347 .